سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم

من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم...


نوشته شده در  یادداشت ثابت - شنبه 94/3/17ساعت  10:2 صبح  توسط سمیر جوان 
  نظرات دیگران()


خدا کند که بهار رسیدنش برسد
شب تولد چشمان روشنش برسد
چو گرد بر سر راهش نشسته ام شب و روز
به این امید که دستم به دامنش برسد
هزار دست پر از خواهشند و گوش به زنگ
که آن انارترین روز چیدنش برسد
چه سالها که درین دشت ، خوشه چین ماندم
که دست خالی شوقم به خرمنش برسد
بر این مشام و بر این جان چه میشود یارب!
نسیمی از چمنش بویی از تنش برسد
خدای من دل چشم انتظار من تا چند
به دور دست فلک بانگ شیونش برسد؟
چقدر بر لب این جاده منتظر ماندن؟
خدا کند که از آن دور توسنش برسد
سعید بیابانکی


نوشته شده در  یادداشت ثابت - سه شنبه 94/3/13ساعت  1:31 عصر  توسط سمیر جوان 
  نظرات دیگران()

گمان کنم که زمانش رسیده برگردی
به ساحت شب قدر، ای سپیده برگردی
هزار بیتِ فرج نذر می کنم شاید
به دفتر غزلم ای قصیده برگردی
زمان آن نرسیده کرامتی بکنی
قدم به خانه گذاری به دیده برگردی؟
مزار حضرت مهتاب را نشان بدهی
به شهر سبزترین آفریده بر گردی
گمان کنم که زمانش... گمان کنم حالا
که پلک شاعری من پریده برگردی
نگاه کن! به خدا بی تو زندگی تنهاست
قبول کن که زمانش رسیده برگردی
نغمه مستشار نظامی


نوشته شده در  یادداشت ثابت - سه شنبه 94/3/13ساعت  1:30 عصر  توسط سمیر جوان 
  نظرات دیگران()

   1   2   3   4   5   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
داعش
خواهد آمد
اخبار 8.30
[عناوین آرشیوشده]